“این وظیفه همه ما است که در دوران حساس در کنار جانبازان خود باشیم” – نظر روانپزشک

[ad_1]

جنگ 44 روزه دوم قره باغ با آزادسازی سرزمین های ما که تقریباً 30 سال اشغال شده بود ، پایان یافت. این پیروزی بزرگ به برکت قهرمانانه فرزندان ، سربازان و افسران شجاع ما و به قیمت جان و خون آنها حاصل شد. این افراد تا آخر پشت ارتش خود ایستادند و آن را در آغوش گرفتند. هم حمایت اجتماعی از خانواده های شهدا و هم درمان و تأمین نیاز جانبازان ما که از جبهه بازمی گردند ، مورد توجه دولت است. در عین حال ، شهروندان و مردم از آنها حمایت می کنند و برای حل مشکلات آنها همه تلاش خود را می کنند. بدون شک کار باید در این مسیر ادامه یابد.

هرکسی که شعله های جنگ را پشت سر گذاشته و در پیروزی ما سهیم بوده است ، باید با توجه و مراقبت احاطه شود. فراموش نکنیم که در کنار سربازان حرفه ای ، نظامیان یا داوطلبان 18-19 ساله در نبردها شرکت می کردند. به عبارت دیگر ، این جوانان که جنگ را فقط از طریق کتاب و فیلم می دانستند ، ناگهان مجبور شدند خونریزی را در منطقه جنگ ببینند و زیر گلوله و گلوله جنگ کنند. روشن است که حتی اگر او به سلامت و سلامت برگردد ، هر یک از این جوانان وحشت جنگ را تجربه کرده اند ، همرزمانش در مقابل چشمان او کشته و زخمی شده اند و آثاری از همه اینها مدتها در خاطرات و دنیای درونی آنها باقی خواهد ماند. . یکی از افسران نیروهای ویژه که در عملیات شوش شرکت داشت ، گفت وقتی از صخره های شیب دار طناب های زیر گلوله ها را بالا می کشد و به داخل دره می افتد ، او همیشه جلوی چشمش بود. فراموش نکنیم که کسانی که قرار است از مسیرهای خونین جنگ عبور کنند معمولاً دوست ندارند در این باره صحبت کنند زیرا به خاطر سپردن برای آنها دشوار است. پدرم نیز در نبرد استالینگراد شرکت کرد و بعداً به پراگ رفت ، اما هر وقت مادرم از ما می خواست که درباره جنگ برای او بگوییم ، او ساکت بود. یعنی ما نه تنها باید مسکن و مشکلات کار جانبازان خود را حل کنیم بلکه از آنها حمایت معنوی هم داشته باشیم.

همانطور که مشهور است ، عوارض روانی جانبازان جنگ ویتنام باید در اسرع وقت درمان شوند ، زیرا برطرف شدن آنها دشوار است. در غیر این صورت ، می تواند مزمن شود.

روان درمانی که در ANAMA کار می کند فاریز آخوندوف وی به این گزارش گفت كه مشاركت جامعه ما در توانبخشی روانی و اجتماعی جانبازان جنگ عادلانه برای آزادی قره باغ بسیار مهم است: “جنگ یك شوك اخلاقی است. این یک دوره بسیار حساس برای جانبازان است. اگر آنها با توجه و مراقبت ، یعنی همدلی محاصره نشوند ، یک افت مزمن به نام اختلال استرس پس از سانحه را آغاز می کنند. آنها قهرمانان ما هستند که برای وطن خود جنگیدند ، خون ریختند و جان خود را فدا کردند. به همین دلیل وظیفه همه ما ، همه مردم ما است که در کنار آنها باشیم ، در همه کارها به آنها کمک کنیم. این کمک اساس زندگی آینده سربازان و افسران ماست که وارد زندگی مسالمت آمیز شده اند ، شوهر ، پدر ، همسایه می شوند. در عین حال ، حمایت معنوی ما از این فرزندان شجاع برای سلامت جامعه به عنوان یک کل مهم است. “

وی گفت: “امروز مشارکت کل جامعه ما در توان بخشی روانی و اجتماعی جانبازانی که قره باغ را از اشغال آزاد کردند بسیار مهم است.”

فاریز آخوندوف

روان درمانگر در ANAMA

اشکال مختلفی وجود دارد که می توان برای مقابله با پیامدهای روانی جنگ انجام داد. اول از همه ، یک اتحادیه عمومی می تواند با مشارکت کهنه سربازان جنگ اول و دوم قره باغ ایجاد شود. تجربه و عظمت جانبازان جنگ اول قره باغ ، چه در جنگ و چه در زندگی ، کمک بسیار مهمی به جوانان خواهد بود. در چنین جامعه ای ، پیشکسوتان ما می توانند دور هم جمع شوند و آنچه را که زندگی کرده اند با یکدیگر در میان بگذارند. شناخته شده است که برای هر کسی که درگیر جنگ است آسانتر است که خاطرات خود را با یک مبارز دیگر به اشتراک بگذارد تا با بستگان در خانه. بعلاوه ، تشخیص اینکه چه کسی به کمک روانپزشک یا روانشناس نیاز دارد ، برای آنها آسان تر خواهد بود. زیرا شرم آور است که شخصی که از جنگ برمی گردد قلب خود را برای بستگانش بریزد. مسئله دیگر در بین رزمندگان این است که قوانین آداب در اینجا متفاوت است. پزشکان می توانند در اینجا درگیر شوند و کمک کنند ، بدون اینکه بر عزت کسی تأثیر بگذارد.

علاوه بر داوطلبان ، داوطلبان می توانند برای کمک روانشناختی نیز جذب شوند. رویدادهایی وجود دارد که این نیاز را تأیید می کند. دانشجوی سال سوم فریده رحیملی اگرچه او می خواست در این شرایط دشوار برای کشور به جبهه برود ، اما شکایت وی پذیرفته نشد. فریده سپس داوطلبانه راهی بیمارستان نظامی شد ، البته به سختی. وی در صفحه اینستاگرام خود درباره مجروحانی که در بیمارستان تحت درمان هستند صحبت کرد. لازم به ذکر است که فریده که پزشک نیست ، جنگجویان زخمی را معالجه نمی کند اما تا آنجا که می تواند به آنها کمک می کند. آنها را سیر کرد ، با گفتگوهایشان آنها را از افکار دردناک دور کرد و در حین انجام عمل در کنار او ایستاد و دستش را گرفت. رئیس بخش چشم پزشکی که داوطلبانه فریده را پذیرفت ، از فریدا در حال تغذیه مجروحان عکس گرفت و آن را در اینترنت منتشر کرد. وقتی فریدا از او شکایت کرد ، برگشت: “من می خواستم همه شما را بشناسند. شما کاری را انجام دادید که پزشکان ، پرستاران ، پیراپزشکان نمی توانند انجام دهند. شما با هر یک از مجروحان صحبت کردید ، به حرف های آنها گوش دادید ، قلب آنها را باز کردید و عشق آنها به زندگی را بازیابی کردید. “

دکتر فاریز همچنین بر لزوم حمایت اخلاقی ، مهربانی و عطوفت نسبت به پیشکسوتان ما تأکید کرد: “سه حرفه وجود دارد که به شخص نزدیک ترین هستند – یک وکیل ، یک روانپزشک و یک روحانی. امروز ، برای همه ما ، برای آن قهرمانانی که جان خود را فدا کرده اند ، خون ، آسایش و آرامش خانواده هایشان برای آزادسازی میهنشان ، همدلی ، یعنی نزدیکی ، برای کل جامعه بسیار مهم است. سپاسگزار بودن آنها کافی نیست. گاهی اوقات موضوع پول نیست ، اما هر یک از ما به پول احتیاج داریم. بالاخره پیشکسوتان ما افراد مغرور و مغروری هستند. بسیار مهم است که آنها با مهربانی و حمایت اخلاقی به دولت یا سازمانهای عمومی من ، پزشک من ، همکارم تبریک بگویند. همه چیز باید در درجه اول قرار گیرد. “

مخالفت با این نظرات غیرممکن است. اول از همه ، همه چیز به پیشکسوتان ما! از این گذشته ، آنها اولین کسی بودند که برای رسیدن به سرزمین جنگیدند و اولین قدم را به سوی آن سرزمین برداشتند. هر یک از ما نباید این را فراموش کنیم. ما نمی توانیم به آنها پول بدهیم.

الئونورا آباسکلیوا



[ad_2]

دیدگاهتان را بنویسید